***وحيد هاشميان؛فوتباليست با اخلاق***

اندیشدن به پایان هر چیز شیرین حضورش را تلخ می کند بگذار پایان تورا غافل گیر کند درست مثل آغاز

يادآوری خاطرات...بازی ايران و کره ی شمالی در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان

به نام تك سوار جاده ي خاطرات

سلامي به گرمي شعاع هاي گرم خورشيد….به مهرباني يادآوري خاطرات…

خاطرات…..درسته….خاطراته دوراني كه گذشت اما اين دفعه:

خاطرات بازي هاي وحيد هاشميان….خاطرات

تمرينانشون….و بازي هاي تيم ملي

همه ي بازيكنا….حتي خاطراتي كه شايد خنده دار و شايد بي مزه باشن

….ولي هرچي كه هست خاطرس….

اين آپ واسه همه ي هواداري فوتباليست هاي تيم ملي….

چيزهاي جالبي كه مي دونم و دوست دارم بدونيد…….پس اگه اهلش هستيد

بخونيد…..

راستش ديروز داشتم فيلم هاي بازي هاشون  رو تماشا مي كردم

…مي شه گفت يه جور حاشيه

بازي هاي مقدماتي جام جهاني 2006 آلمان….

تصميم گرفتم به ياد اون روزها چيزهايي رو كه يادم اومد رو بنويسم….

بعضي ها رو خودم ديدم بعضي ها رو هم از Tv

اميدوارم دوست داشته باشيد.....

بازي ايران و كره ي شمالي ( در كره):

اواخر بازي داور يك پنالتي رو اشتباه براي كره سوت نزد....بازيكنان كره هم عصباني

شدن و به سمت داور حمله كردن.....

صحنه هاي بازي:

وقتي كه اون وسط دعوا بود كاپيتان كره رفت كه داور رو بزنه...

علي كريمي :وسط زمين توپ رو برداشت و دستش گرفت و دعوا رو

تماشا كرد....

جواد نكونام: رفت بين داور و كاپيتان كره تا دعوا برطرف بشه....اما كاري از پيش نبرد....

وحيد هاشميان: به سمت نيمكت تيم ملي رفت تا آب بنوشه....و در حالي كه دعوا رو

تماشا مي كرد آب هم مي نوشيدن

بازي بعد از چند ثانيه تمام شد و همه ي تماشاچي هاي كره مشغول پرتاب كردن بطري و

صندلي به سمت بازيكناي ما بودن...

بازيكن ها هم انقدر شجاع بدون كه 10 دقيقه بعد از بازي وسط زمين واستادن و

دعواي تماشاچي ها با پليس رو تماشا مي كردن...

اون وسط دوربين با بازيكن ها مصاحبه مي كرد و برانكو ايوانكويچ هم يك بطري به

سرشون برخورد كرد....

بازيكن ها حلقه ي شادي بستن يادتونه كه اون بازي 2 و 0 به نفه ايران تموم شد  و

تماشاچي هاي كره اي بدتر عصباني شدن و يكي از اون بالا يه صندلي

به سمت جمع بازيكناي ما پرتاب كرد....يكي از بچه ها افتاد روي زمين....

مهدوي كيا هم فرياد زد كه:

بچه هااااااااااااااااااااااااااااا!!!! بريم تو رختكن...............!!!!!

وااااااااااااااااي اصلا خبر نداريد توي رختكن تيم ملي چه خبر بود:

علي كريمي:مهدي....!!!!اون نانچيكو رو بده به من ....مي خوام ناك اوتشون

كنم

مهدوي كيا:‌علي....!!!! ما حرصشون رو در آورديم كه اين طوري كردن(‌در همين

حال يه صندلي دست آقا مهدي بود كه اگه كسي وارد رختكن

شد بزنتش)

فريدون زندي:‌بچه ها زودتر بپوشيد بريم بيرون....خطرناكه........................!!!!!!!!!

وحيد هاشميان: دكتر جووون!!!! دوش توي هتل بگيريم(آقا وحيد اصلا كاري به

دعوا نداشت)

در همين حال جواد نكونام پشت مهدي مهدوي كيا قايم شده بود و مهدي هم يه

صندلي دستش بود...

آرش برهاني هم پشت فريدون زندي بود و فريدون هم يه صندلي ديگه دستش بود....

محمد نصرتي غمگين و ناراحت گوشه ي ديوار نشسته بود( مثل آقا وحيد اصلا

يادش نبود اونجا دعوا شده)

علي كريمي خطاب به يه خبرنگار:‌شما دوربينتون رو بذاريد توي كيفتون ممكنه بيان توي

رختكن دوربين رو بشكنن...!!!!!!!

برانكو و آقاي دادكان در رختكن رو محكم نگه داشته بودن كه باز نشه...اون پشت كلي

تماشاچي بود كه مي خواستن به رختكن تيم ملي حمله كنن...

باورتون نمي شه همه بازيكن ها فرياد مي زدن .....فقط آقا وحيد و آقاي

نصرتي نشسته بودن...بقيه به فكر جنگ و دعوا بودن...

تا اينكه آقاي دادكان فرياد بلندي زدن و گفتن:‌

اين كره اي ها مي خوان ژاپني ها بترسن و نيان كره....شماها نبايد داد بزنيد....

يكي از مربي هاي تيم ملي اون وسط  داد زدن كه:‌اين پيراهن سبز ماله كيه!!!!!!!؟؟؟؟

آقاي فركي هم گفتن: يه صلوات بفرستيد كه تموم بشه....

خلاصه سرتون رو درد نيارم بازيكن ها خيلي آروم و بي سر و صدا از رختكن رفتن بيرون

يهووو توي راهرو چندتا تماشاچي نما ظاهر شدن

بازيكن ها هم شروع به دويدن كردن و خودشون رو هر طور كه بود به اتوبوس 

رسوندن....انقدر هواي كره سرد بود كه وحيد هاشميان 

گفت:

هوا سرده....بريم تو اتوبوس تا يخ نزديم...!!!!!!

***************

ببخشيد طولاني شد....دوست داشتم آپ متنوعي بكنم كه كمي از حال و

هواي خشك بودن خبرهاي بيرون بيايم...

خاطره ي قشنگي بود...من كه هر دفعه فيلمش رو نگاه مي كنم بهم خوش مي گذره....

البته ببخشيد مي دونم كه نبايد حاشيه اي بود ولي دوست داشتم كمي بخنديم و

خاطره اي از 4 سال پيش رو يادآوري كرده باشم.

همين....خسته نباشيد...

خوب درس بخونيد .....نظر يادتون نره....از همه ي دوستاي گلم كه نظر مي

دن بهم سر مي زنن يه دنيا ممنونم.اميدوارم لذت برده باشيد.

نماز روزه هاتون هم قبول...التماس دعا

 پوستر تیم ملی(سایز واقعی)

 

 

عکس امضا شده ی آقای هاشمیان

 

 

 

  
هوادار هميشگي هاشميان : آناهیتا ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸٦